محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4078
تاريخ الطبرى ( فارسي )
اين قوم دربارهء ما بهتر از نظرى است كه شما دربارهء آنها داريد . » در همين سال اسد به غزاى كوهستان نمرون پادشاه غرشستان رفت كه مجاور كوهستان طالقان بود ، مردم نمرون با وى صلح كردند و به دست وى مسلمان شدند و اكنون در يمن جاى دارند . و هم در اين سال اسد به غزاى غور رفت كه كوهستان هرات است . سخن از غزاى اسد در كوهستان غور على بن محمد گويد : اسد به غزاى غور رفت . مردم آنجا بنه هاى خود را ببردند و در غارى جاى دادند كه بدانجا راه نبود ، اسد بگفت تا صندوقها بياوردند و كسان را در آن جاى دادند و با زنجيرها بياويخت و آنچه را كه توانستند بيرون آوردند . در همين سال اسد سپاهيانى را كه در بروقان بودند به بلخ آورد و كسانى را كه در بروقان خانه داشتند خانه اى به اندازهء خانه شان داد و هر كه خانه نداشته بود خانه اى به دو داد . مىخواست آنها را به ترتيب پنج ناحيه جاى دهد ، به دو گفتند : « دچار تعصب خواهند شد » و آنها را با هم بياميخت . گويد : براى بنيان شهر بلخ بر هر بخشى به اندازهء خراج آن فعلگان حواله كرد برمك پدر خالد بن برمك را بر كار بنيان بلخ گماشت بروقان جايگاه اميران بود و از آنجا تا بلخ دو فرسنگ راه بود و از شهر تا نوبهار حدود يك ميل بود . در اين سال ابراهيم بن هشام سالار حج بود ، اين را از ابو معشر آوردهاند ، واقدى و هشام و ديگران نيز چنين گفتهاند . عاملان ولايتها در اين سال همان عاملان سال صد و ششم بودند كه يادشان كرديم .